شب قدر
تو شب قدر را چگونه شبي ميداني؟
شب قدر، از هزار ماه بهتر است.
در آن شب فرشتگان و روح (جبرئيل)، به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود ميآورند.
آن شب، تا سپيده دمان، همه، سلام است و سلام...ادامه مطلب.....
ادامه مطلب
دینی-اجتماعی
حضرت محمد(ص) می فرماید:
حضرت مهدي ( عج ) از خاندان من و از فرزندان فاطمه ( س ) است.
حضرت مهدی(ع) می فرماید:
من مهدي هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنكه زمين را آكنده از عدل مي سازد ، آنچنان كه از ستم پر شده بود .
حضرت امام جواد (ع)می فرماید:
قائم ما همان مهدي است كه در غيبتش بايد منتظرش شوند ، و در ظهورش اطاعتش كنند . او سومي از پسران من است .
انتظار:
حضرت امام سجاد(ع)
بار خدايا درود فرست بر دوستان ايشان كه به مقام و مرتبه آنان ( خلافت و رئاست عامه و فضيلت و برتريشان بر همه مردم كه تو قرار داده اي ) اقرار دارند ، راه روشنشان را پيروي مي نمايند ( طبق دستورشان رفتار مي كنند ) دنبال آثار و نشانه هاشان مي روند ، به دستاويز ( به دين و راهنمايي ) شان چنگ مي زنند ، به دوستيشان تمسك مي جويند ( به وجوب طاعتشان اعتقاد دارند ) به امامت و پيشواييشان اقتدا مي نمايند ، براي امر و فرمانشان تسليم و فرمانبرانند ، در طاعت و پيرويشان مي كوشند ، ايام روزگار ( دولت و ظهور خلافت ) ايشان ( ايام حضرت صاحب الأمر ، المهدي المنتظر - صلوات الله وسلامه عليه - كه دولت او دولت ايشان است ) را انتظار دارند و چشمهاشان به سوي آنان دوخته اند ( هميشه چشم به راه ظهور دولت ايشانند ، حضرت اميرالمؤمنين - عليه السلام - فرموده : كسي كه امر ما " ظهور امام زمان - عجل الله تعالي له الفرج - " را منتظر و چشم به راه باشد مانند كسي است كه در راه خدا كشته و به خون خود طپيده باشد ) درودهاي با بركت و نيكي و پاكيزه و فزاينده هنگام بامدادان و شبانگاهان
زمان ظهور:
حضرت امام مهدی (عج)
ظهوري نيست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولاني و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.
حضرت امام مهدی (عج)
زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعيين كنندگان وقت ظهور ، دروغگويانند.
این مقاله ادامه دارد....
منهجات:
بارالها من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری......................................
من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری
حضرت امام سجاد (ع)
و سپاس خداي را كه ما به ( حقيقت ) توبه و بازگشت ( از گناه ) راهنمايي نمود ، توبه اي كه آن را نيافته ايم جز به فضل و احسان او ، پس اگر از فضل و بخشش او جز همان ( نعمت ) توبه را به شمار نياوريم نعمت او در حق ما نيكو و احسانش درباره ما بزرگ و فضلش بر ما عظيم مي باشد ( توبه گناهان را مي برد و زشتيها را مي شويد و خدا را خشنود مي گرداند ، حضرت اميرالمؤمنين - عليه السلام - فرموده : لا شفيع انجح من التوبه يعني هيچ شفيع و خواهشگري پيروزتر و رهاننده تر از توبه و بازگشت نيست ، و حضرت باقر - عليه السلام - فرموده : التائب من الذنب كمن لا ذنب له يعني توبه كننده از گناه مانند كسي است كه گناه ندارد ، و حضرت صادق - عليه السلام - فرموده : ان الله تعالي يفرح بتوبة عباده المؤمنين اذا تابوا كما يفرح احدكم بضالته اذا وجدها يعني خداي تعالي به توبه بندگان با ايمانش هرگاه توبه كنند شاد مي شود چنان كه يكي از شما گمشده خود را كه بيابد شاد مي شود )
صحيفه سجاديه
و الحمد لله الذي دلنا علي التوبه التي لم نفدها إلا من فضله ، فلو لم نعتدد من فضله إلا بها لقد حسن بلاؤه عندنا ، و جل احسانه الينا ،حضرت امام سجاد (ع)
نکات:۱-برتری دین اسلام نسبت به سایر ادیان آن است که کتاب آسمانی آن دستخوش تغییرات قرار نگرفته است و راههای رسیدن به سعادت را نشان میدهد.حال آنکه معصومین آن ها را برای عوام تفسیر می کنند زیرا از ادراک عوام بیرون است...
۲-توبه نعمتی است که از جانب باریتعالی به انسان فرستاده می شود و توفیق آن را خود اعطا میکند هنگامی که خدا توفیق دهد راه را نیز هموار می سازد. راه را که هموار ساخت پاداش را محیا می کند پاداشی بس بزرگ ..............
۳- والاترین مقام در بهشت قرب الهی وخشنودی خدا از بنده اش است.حال خوش به سعادت فردی که خدا را شاد کند.....
خدایا هر آن بس که گنه کاریم..ببخشا..زیرا ما بنده وتو خالق بخشنده ای..هر آن که گنه ما مقدار نپزیرد..تو بخشاینده ای..پس ببخشا چون بخشش از وجود توست.......
حضرت رسول اکرم (ص):همه فرزندان آدم خطاكارند ، و بهترين خطا كاران توبه کارانند "سند حدیث : كل بني آدم خطاء وخير الخطائين التوابون . طبق این حدیث انسان موجودی است که وسوسه می شود و فریب می خورد.اما راهی برای بازگشت دارد وآن توبه است شروعی مجدد برای زندگی نو همانند فرزندی که تازه خلق شده و پاک و طیب است. امام علی (ع):
چنين نيست که خداوند در شکر را بر بنده ای بگشايد ولی درفزونی را بر او ببندد و همچنين امکان ندارد که باب دعا را بر کسی بگشايد و در اجابت را بر رويش ببندد و ممکن نيست در توبه را به روی کسی باز کند و در آمرزش را به رويش مسدود سازد . وقال [ع ] : ما کان الله ليفتح علی عبد باب الشکر و يغلق عنه باب الزياده ، و لا ليفتح علی عبد باب الدعاء و يغلق عنه باب الاجابه و لا ليفتح لعبد باب التوبه و ليغلق عنه باب المغفره انسان توسط نفس اماره که یکی از عوامل اصلی گناه است بارها فریب می خورد.اما راه توبه همیشه باز است و طبق حدیث بالا آن رحیمی که راه توبه را هموار کرده است راه بخشایش را نیز هموار می کند طبق سخنی از امام علی(علیه سلام)داریم:گناهیکه بعد از آن مهلت دو رکعت نماز برايم باشد مهم نيست چرا که در اين نماز عفو و عافيت را از خدا مي طلبم [ و توبه خواهم کرد ] وقال [ع ] : ما اهمنی ذنب امهلت بعده حتی اصلی رکعتين و اسال الله العافيه. از این حدیث دو نکته را می یابیم: اول:آنکه این سخن مانندی از زبان عام نداردو این سخن معرفتی از معصوم است. دوم:آنکه توبه مهلت می خواهدونصیب هرکس نمی شودوآنکه بهترین راه و وقت برای توبه نماز وبهترین وقت آن بعد از گناه است((درضمن افرادی که مکرر گناه می کنند وتوبه می کنند از اصل توبه دور می شوند و مانند گناه برایشان عادی می شود))
ادامه دارد
قرآن سندي آسماني و استوارنامه اي ملکوتي است که پيامبر اکرم ص آن را براي اثبات رسالت خويش در برابر جهانيان گشوده است، ولي بايد توجه داشت معجزه بودن قرآن براي هميشه و همه نژادها، خود نوعي اعجاز است.
زيرا اين کتاب بايد از آغاز نبوت آن بزرگوار تا پايان جهان همچنان به صورت سندي زنده و دليلي غير قابل انکار بر صدق ادعاي وي و سفارت آسماني آن حضرت باقي باشد. در حالي که انسان ها از آن تاريخ تا عصر ما دوران مختلفي را پشت سر گذاشته اند و تکامل هاي ديگري را نيز در پيش دارند.
در 14قرن قبل ، مردم در سراسر جهان تقريبا در حالت بي خبري و ناداني به سر مي بردند و از نظر فکري در مرتبه نازلي قرار داشتند ولي قرآن در همان عصر و در آن شرايط نامساعد، معجزه بزرگ و دليل قاطع بر نبوت پيغمبر اسلام ص بوده است.
در جهان ما و در عصر کنوني نيز که انسان ها به بسياري از اسرار و رموز جهان آفرينش پي برده و از حقايق علمي فراواني آگاهند، باز هم قرآن معجزه و براي اثبات رسالت آن بزرگوار سندي قاطع است و اين مساله خود نوعي اعجاز به شمار مي آيد.
بحث و بررسي درباره چگونگي اعجاز قرآن در همه عصرها و زمانها و براي همه تيره ها و نژادها موضوعي است که شرح آن به نوشتن دهها جلد کتاب قطور نياز دارد، ولي با اين حال از آنجا که گفته اند: «ما لايدرک کله لا يترک کله» بناچار ما نيز در اينجا به طور فشرده به قسمتهايي محدود از جنبه هاي اعجاز قرآن اشاره و نمونه هايي نقل مي کنيم:
فصاحت و بلاغت
احاطه به لغات و در دسترس داشتن واژه ها چندان دشوار نيست ، اما ترکيب و نيز ترتيب و تنظيم آنها به شيوه اي که هم رعايت فصاحت و بلاغت شده باشد و هم جمله بندي به گونه اي باشد که بيان در همان حال که در دسترس ذهن خواننده است، در بالاترين جايگاه باشد کاري است که بي رعايت قواعد باريک و دقيق ادبي و مهارت ذوقي سرشار انجام پذير نيست.
خداوند متعال ، که حوزه قدرت و دانش او را پاياني نيست ، از ترکيب و تنظيم کلمات در قرآن سخن را به گونه اي آراسته است تا هيچ کس گرچه بليغ ترين و فصيح ترين مردمان ، نظير آن نتواند و اين است رمز جاودانه بودن قرآن و سند پيامبري جاويد حضرت محمدص.
اصولا متدولوژي خاص اين کتاب ، چنين امري را ايجاب مي کند. به عبارت ديگر فصاحت و بلاغت را ابعاد و شاخه هايي است که به آن اشاره مي کنيم:.........................در ادامه مطلب......
معاوية بن وهب گفت: از امام صادق عليه السلام شنيدم که فرمودند: " وقتي که بنده اي توبه خالص کند ، خداوند دوستدار او شود ، پس در دنيا و آخرت بر او بپوشاند. از حضرت سوال کردم: چگونه خداوند بر او بپوشاند؟ حضرت فرمودند: (خدا) دو فرشته اي که گناهان او را نوشته اند به فراموشي اندازد و به سوي اعضاي او وحي کند که گناهان او را بپوشانيد و به سوي بقعه هاي زمين وحي فرستد که گناهاني را که بر شما انجام مي داد ، بپوشانيد پس [ در اين حال توبه] خداوند را ملاقات کند و زماني که او را ملاقات مي نمايد چيزي که عليه او به ارتکاب گناه شهادت بدهد ، وجود ندارد."
حقيقت توبه بازگشت از طبيعت به سوي روحانيت نفس مي باشد ، پس از آن که نفس به دليل انجام دادن گناه به تاريکي طبيعت پوشيده شده باشد. نفس در ابتدا از هر گونه نقش و ويژگي ( کمالات روحاني و ضد اين کمالات) پاک است ؛ اما امکان رسيدن به هر مقام و مرتبه اي در او وجود دارد ؛ همان طور که مي تواند سقوط کند ، والبته فطرت نفس آغشته به نور الهي است. پس هرگاه گناهي انجام بدهد کدورت و تاريکي اي درآن به وجود مي آيد ، تا اين که به دليل انجام دادن مکرر گناه ، نور فطرت خاموش مي گردد و شخص به بدبختي هميشگي مي رسد. حال اگر شخص از گناه برگردد و توبه کند ، نفس او از تاريکي بيرون مي رود ، چنان که در حديث آمده است:" بازگشت کننده از گناه ، همانند کسي است که گناهي انجام نداده است."
دانستن اين نکته ضروري است که توفيق توبه با حفظ شرايط آن مشکل است و کمتر کسي به اين توفيق دست مي يابد ، زيرا ارتکاب گناه انسان را غافل مي کند و چه بسا به مرور زمان- به دليل ارتکاب مکرر گناه – انسان کلاً از توبه رويگردان شود و نسبت به توبه ، امروز و فردا کند. گمان نکن که پس از محکم شدن ريشه گناه ، انسان موفق به توبه مي شود. پس تا روزگار جواني باقي است ، بار گناه کمتر ، و امکان توبه و بازگشت بيشتر است ، به فرض اين که شخص قصد توبه در پيري داشته باشد- جداي از اين که اين امکان کمتر وجود دارد ، چه تضميني است که شخص به سن و سال پيري برسد؟
اگر چه درحديث آمده است که خداوند بر اين امت تفضل کرده است و توبه آنها را تا زمان مشاهده آثار مرگ مي پذيرد ؛ اما چه بسا در اين حال انسان موفق به توبه و بازگشت نگردد ، اجل مهلت ندهد و انسان با کوله بار گناه از اين عالم منتقل گردد.
همچنين بايد دانست که شخص توبه کننده ، پس از توبه به آن صفاي باطني و روحاني مي رسد ، همان طور که اگر کاغذي را سياه کنند و سپس پاک نمايند ، به جلا وسفيدي اول نمي رسد . پس بايد از نافرماني و گناه دوري کرد ، والا اصلاح نفس ، پس از گناه مشکل است و نمي توان به صفاي قبلي دست يافت......................ادامه مطلب