با سلام و احترام
ضمن تشکر از زحمات و تلاش همه سرگروههای محترم بدینوسیله
امتیازات و رتبه های کسب شده سرگروهها در سالتحصیلی ۹۱-۹۰ به شرح زیر اعلام
می گردد. از نفرات اول تا سوم تقدیر خواهدشد.
بدون شک همه عزیزان تلاش و کوشش درخور توجهی داشتند اما برحسب
وظیفه و بر اساس ملاکهای اعلام شده قبلی مجبور به امتیازدهی و رتبه بندی
فعالیت گروهها در سالتحصیلی ۹۱-۹۰می باشیم.
تا آنجا که در توان داشتیم سعی بر آن شد تا کوچکترین حقی از کسی
ضایع نشده و برطبق معیارهای مشخص امتیازات محاسبه گردد. در پایان امید است
کم و کاستی ها و کوتاهی های اینجانب را به بزرگی خودتان ببخشید. زارعی
با تشکر و آرزوی موفقیت برای همه شما خوبان
ردیف منطقه /شهرستان امتیاز از ۱۰۰ رتبه
۱- ناحیه یک ۸۰ اول
۲- اسدآباد ۶۵ دوم
۳- فامنین ۳۸ سوم
۴- سامن ۳۷ چهارم
۵- نهاوند ۳۳ پنجم
۶- کبودرآهنگ ۲۷ ششم
۷- ناحیه ۲ ۲۵ هفتم
۸- لالجین ۲۳ هشتم
۹- قروه ۱۵ نهم
۱۰- گل تپه ۱۴ دهم
۱۱- رزن ۱۳ یازدهم
۱۲- بهار ۱۲ دوازدهم
۱۳- سردرود ۱۰ سیزدهم
۱۴- قهاوند ۶ چهاردهم
۱۵- خزل ۵ پانزدهم
۱۶-تویسرکان ۴ شانزدهم
۱۷- قلقلرود ۳ هفدهم
۱۸- ملایر ۳ هفدهم
۱۹- جوکار ۲ هجدهم
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 19:5  توسط آذیتا شاهسواری
|
ما زنده به لطف و رحمت زهراییم / مامور برای خدمت زهراییم
روزی که تمام خلق حیران هستند /ما منتظر شفاعت زهراییم
شهادت مظلومانه حضرت زهرا (س)بر تمامی مسلمین عالم خصوصا عاشقان وعلاقه مندان به خاندان عصمت وطهارت تسلیت باد
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 17:11  توسط آذیتا شاهسواری
|
12.00
بارم بندی
درس فلسفه سال چهارم متوسطه
"سالی واحدی" 91-1390
|
پایانی
اول
|
نمره
|
پایانی
دوم
|
نمره
|
|
فصل اول : کلیات (1)
|
3
|
فصل اول : کلیات (1)
|
75/0
|
|
فصل دوم : کلیات (2)
|
5/2
|
فصل دوم : کلیات (2)
|
5/0
|
|
فصل سوم :مبانی حکمت مشاء (1)
|
3
|
فصل سوم : مبانی حکمت مشاء (1)
|
75/0
|
|
فصل چهارم : مبانی حکمت (2)
|
4
|
فصل چهارم : مبانی حکمت مشاء (2)
|
1
|
|
فصل پنجم : نمایندگان مکتب مشاء (1)
|
2
|
فصل پنجم نمایندگان مکتب مشاء (1)
|
5/0
|
|
فصل ششم
:نمایندگان مکتب مشاء (2)
|
5/3
|
فصل ششم :نمایندگان مکتب مشاء (2)
|
1
|
|
فصل هفتم : افول حکمت مشاء
|
2
|
فصل هفتم :افول حکمت مشاء
|
5/0
|
|
|
|
فصل هشتم :
حکمت اشراق
|
4
|
|
|
|
فصل نهم : جر یانهای فکری عالم اسلام
|
5/1
|
|
|
|
فصل دهم : صد ر المتا لهین
|
2
|
|
|
|
فصل یا زدهم : مبانی حکمت متعالیه
|
4
|
|
|
|
فصل دوازدهم : حکمای معاصر
|
5/2
|
|
|
|
فصل سیز دهم : حیات فرهنگی
|
1
|
|
جمع
:
|
20
|
جمع
:
|
20
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 20:28  توسط آذیتا شاهسواری
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 23:47  توسط آذیتا شاهسواری
|
با عرض سلام و خسته نباشید حضور همکاران محتر م
به اطلاع می رساند مسابقه اینتر نتی کتاب نظری به نظام اقتصادی اسلام موکول شده به هفته اول اردیبهشت ماه که زمان دقیق آن به اطلاع همکاران از طریق وبلاگ می رسا نیم
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 12:33  توسط آذیتا شاهسواری
|
برگه ارزشیابی مستمر برای هر نوبت درس فلسفه ومنطق
|
ردیف
|
نام ونام خانوادگی
|
یاد گیری متن درس |
معدل |
انجام فعالیتهای داخل درس |
معدل |
مشارکت وهمکاری |
معدل |
حل تمرینات |
معدل |
جمع نمرات مستمر |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
1 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
3 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
4 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
5 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
6 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
7 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
8 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
10 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
11 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
12 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
13 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
14 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
15 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 7:14  توسط آذیتا شاهسواری
|
فلسفه اشراق
لفظ اشراق به معنی تابش نور است، اما در اصطلاح فلاسفه اشراق به معنی کشف و شهود یا ظهور انوار عقلی و فیضان آنها بر نفس آدمی است.
مراد از فلسفه اشراق فلسفه ای است که شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی (549م) آن را بنیان نهاده است. از نظر شیخ اشراق فیلسوف و اقعی کسی است که علاوه بر تسلط بر مبانی فلسفی و منطق صوری بتواند با تهذیب نفس و تصفیه باطن مراتب کمالات معنوی را طی کرده و استعداد مظهریت انوار الهی را پیدا نماید. خود او در کتاب هایش تاکید می کند فلسفه اش برای کسانی است که علاوه بر حکمت بحثی و استدلالی دنبال شهود حقایق عالم بالا نیز هستند و شرط فهم فلسفه خود را تابش بارقه الهی بر قلب خواننده می داند و تاکید می نماید کسانی که فقط طالب بحث فلسفی صرف هستند و دنبال تألّه و کشف الهی نمی باشند بهتر است سراغ فلسفه مشاء بروند. به اعتقاد شیخ اشراق کار اشراقیون جز با سوانح نوری سامان نمی یابد.[1] لازم به ذکر است شیخ اشراق نیز همانند همه فلاسفه بحث های فلسفی را به صورت استدلالی مطرح می سازد. خود او در مقدمه کتاب حکمةالاشراق گفته است:
من پیش از این کتاب هایی به روش مشائیان نگاشته ام و قواعد آنها را به طور خلاصه گرد آورده ام، اما در عین حال تصریح می کند این کتاب را به صورت دیگری تحریر کرده است.[2] نکته قابل توجه آن است که شیخ اشراق حتی در این کتاب به عنصر برهان و استدلال پایبند است. او تاکید می کند مطالب این کتاب گرچه از راه فکر و اندیشه برایم حاصل نشده است، اما به هنگام اثبات آنها از روش جستجوی دلیل و برهان استفاده کرده ام.[3] روشن است این مطلب حاکی از این نکته است که او نیز قبول دارد کار فلسفی زمانی شکل می گیرد که برهان اقامه گردد و بدون اقامه آن و ارائه دلیل بر اساس قوانین منطقی هر سخنی که باشد فلسفه محسوب نمی شود. نهایت آنکه از نظر شیخ اشراق فلسفه ای که در تمام مراحل تنها تکیه بر عقل داشته باشد از عهده حل تمام مسائل فلسفه و نیز شناخت حقیقت عالم بر نیامده و به معنی و اقعی حکمت نخواهد بود. یکی از نکاتی که پس از شیخ اشراق بر سر زبان ها افتاد این است که سر سلسله اشراقیان افلاطون بوده است. این سخن در حقیقت از بیانات خود شیخ اشراق است. او بود که برای اولین بار مدعی شد افلاطون امام حکمت اشراق است. اما واقعیت آن است که فلسفه شیخ اشراق هم در روش و هم در محتوا تفاوت قابل توجهی با فلسفه افلاطون دارد. شاید بتوان گفت در مساله مثل افلاطونی است که این دو فیلسوف نظرات مشابهی دارند و الا در بسیاری از موارد شیخ اشراق نظراتی مخالف نظر افلاطون اتخاذ کرده است.[4] شهید مرتضی مطهری معتقد است این مساله که افلاطون مانند شیخ اشراق طرفدار سیر و سلوک معنوی بوده، مجاهدت و ریاضت و مشاهده قلبی را از لوازم مهم حکمت و فلسفه می دانسته است بسیار محل تردید است. از نظر ایشان به هیچ وجه معلوم نیست که افلاطون در زمان خودش و یا حتی در زمان های نزدیک به زمان خودش به عنوان یک فرد اشراقی طرفدار اشراق درونی شناخته می شده است و حتی معلوم نیست که لغت مشائی منحصرا درباره ارسطو و پیروانش اطلاق می شده است.[5] آنچه مسلم است این است که شیخ اشراق متاثر از عرفا و متصوفین جهان اسلام روش خاص فلسفی خود را انتخاب کرده و البته ابتکارات خود را به شیوه ای قابل قبول بر آنها افزوده و فلسفه نوی ارائه کرده است.
سخن آخر اینکه بر خلاف مکتب مشاء مکتب اشراقی به غیر از خود شیخ اشراق که بنیان گذار این مکتب است فیلسوف بزرگ دیگری ندارد و فقط چند شارح فلسفه که گرایش های اشراقی داشته اند کتاب های او را شرح کرده اند. اگرچه برخی معتقدند ملاصدرا که بنیان گذار بزرگ ترین و مهم ترین مکتب فلسفی در جهان اسلام است در آرای خود به شدت متاثر از فلسفه اشراق است.[6] قطب الدین شیرازی و شمس الدین شهرزوری از جمله کسانی هستند که بر کتاب های شیخ اشراق شرح نوشته اند و شروح این دو، مورد توجه علاقمندان فلسفه اشراق می باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 19:34  توسط آذیتا شاهسواری
|
با اهداء سلا م
به اطلاع همکاران محترم معا رف
میرساند طرح درس روزانه وسالیانه خود را همراه سی دی آن تا تاریخ
12/11/90
به پژوهشگاه ارسال نمایید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 12:57  توسط آذیتا شاهسواری
|

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!
اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 19:1  توسط آذیتا شاهسواری
|
سال نو میلادی مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 21:32  توسط آذیتا شاهسواری
|
به نام خدا
صورت جلسه گروههای
آموزشی
جلسه گروههای آموزشی
درتاریخ 4/10/90 دردبیرستان فرزانگان برگزار شد
گروه معارف
وفلسفه
+ نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 16:55  توسط آذیتا شاهسواری
|
گزارش سه ماهه گروه آموزشی دینی وقرآن
شهرستان فامنین سال تحصیلی 90-91
گروه آموزشی الهیات ومعارف اسلامی با حول وقوه الهی در سال تحصیلی در راستای پیشبرد اهداف آموزشی در پزوشگاه شهرستان فامنین شروع به کار کرده و اقداماتی انجام داده است که اهم آنها عبارتند از :
1- تهیه و تنظیم برنامه عملیاتی در طی سال تحصیلی و تحویل به پزوهشگاه قرار دادن در وبلاگ .
2- تکمیل فرم اطلاعاتی و آمار دبیران رشته معارف و فلسفه ومنطق و ارسال آن به استان و قرار دادن در وبلاگ .
3- تهیه و تکثیر سی دی قرآنی و ارسال آن به تمامی مدارس .
4- پی گیری برگزاری ضمن خدمت دین وزندگی سال سوم متوسطه .
5- اطلاع رسانی به تمام مدارس جهت نقدوبررسی درس نهم دین وزندگی سال سوم متوسطه
6- ارسال بخش نامه برای مقاله نویسی برای همکاران معارف
7- برگزاری ضمن خدمت دین وزندگی سال سوم که محل برگزاری آن در شهرستان فامنین بود .
8- بازدید از مدارس هنرستان شمایی وهنرستان فرزانگان ودبیرستان شبانه روزی امام جعفر صادق ودبیرستان باقر العلوم وعلامه حلی وصدیقه کبری وفرزانگان
9- پاسخگویی سوالات همکارن در حد توان
10- تهیه وتنظیم فرم اطلاعاتی دبیران معارف وفرستادن آن به استان 26/9/90
11- ارسال عکسهای دانش آموزان "جشنواره عکس دانش آموزی "26/9/90
سرگروه شهرستان فامنین
آزیتا شاهسواری
تاریخ 4/10/1390
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 18:55  توسط آذیتا شاهسواری
|
حکمت 289 (الگوی کامل انسانیت)
درود خدا بر او باد فرمود:در گذشته برادر دینی داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بودچون دنیای حرام در چشم او بی ارزش می نمود ، پس آنچه را نمی یافت آرزو نمی کرد، و آنچه را می یافت زیاده روی نداشت .در بیشتر عمرش ساکت بود اما گاهی که لب به سخن می گشودبر دیگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسش گنندگان را فرو می نشاند.به ظاهر ناتوان و مستضعف می نمود اما در برخورد جدی چونان شیر بیشه می خروشید، یا چونان مار بیابانی به حرکت در میآمد تا پیش قاضی نمی رفت دلیلی مطرح نمی کرد، و کسی را که عذری داشت سرزنش نمی کرد ، تا آنکه عذر او را می شنید ، از درد شکوه نمی کرد مگر پس از تندرستی و بهبودی .آنچه عمل می کرد می گفت و بدانچه عمل نمی کرد چیزی نمی گفت .
بر شنیدن بیشتر از سخن گفتن حریص بود .اگر بر سر دو راهی دو کار قرار می گرفت می اندیشید که کدامیک با خواسته نفس نزدیک تر است با آن مخالفت می کرد پس بر شما باد روی آوردن به اینگونه ارزشهای اخلاقی ، و با یکدیگر در کسب آن رقابت کنید و اگر نتوانستید بدانید به دست آوردن برخی از آن ارزشها ی اخلاقی بهتر از رها کردن همه ی آن است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 18:41  توسط آذیتا شاهسواری
|
بارم بندی درس دین و زندگی
دین و زندگی 1 درس 1 تا 4 7 نمره
جمع 16 نمره
5و6 5 نمره
7و8 4 نمره
دین وزندگی 2 درس 1و2 4 نمره
جمع 16
3و4 3 نمره
5و6و7و8 9 نمره
دین وزندگی 3 درس 1و2و3 5 نمره
جمع 16 نمره
4و5 5 نمره
6و7و8 6 نمره
دین وزندگی 4 1تا 3 5 نمره جمع 12 و8 نمره روخوانی آیات
4 2 نمره
5 2 نمره
6 3 نمره
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 18:52  توسط آذیتا شاهسواری
|
برگزاری
ضمن خدمت دین وزندگی 3
ضمن سلام وخسته نباشید خدمت سرگروه محترم دین وزندگی استان
اینجانب
سرگروه منطقه فامنین با پیگیری مستمر موفق شدم برای همکاران کلاس ضمن خدمت در
شهرستان فامنین برگزار
گردد وهمکاران با روش تدریس این کتاب آشنا شوند این
کلاسها در تاریخ های زیر 3و4و10و11و17 .آذر ماه
سال
تحصیلی
90 بر گزار میگردد .محل برگزاری این کلاسها در شهرستان فامنین است .
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 17:55  توسط آذیتا شاهسواری
|
زيارت
عاشورا در سايه قرآن
اا
يكي
از اصولي كه قرآن بر آن اصرار دارد عشق به خوبان وخوبي ها و تنفر از بديها است قرآن
ميفرمايد : از ابراهيم بياموز كه چگونه از عموي منحرف خود اظهار بيزاري كرده
"اآنگاه كه براي ابراهيم آشكار شد كه دشمن خداست از او بيزاري
جست با آنكه ابراهيم بسيار دلسوز وبردبار است .
رسول
خدا مامور است كه مشركان بگويد :من از آنچه شما شريك خدا قرار مي دهيد
بيزارم "
سوره
برائت نشان گر آن است كه تنها علاقه به خوبي ها كافي نيست بلكه بايد با بيان و
فرياد گفتن ونوشتن نامه وناله واشك وعمل از بديها بيزاري جست ونسبت به آنها
ابراز تنفر كرد .
در
زيارت عاشورا به امام حسين ع ويارانش صد مرتبه سلام مي دهيم ودر
مقابل به دشمنان او كه دشمنان دين وخدايند لعنت ميكنيم .
اگر
به امام حسين ع سلام ميگوئيم از قرآن آموخته ايم كه به
رهروان الهي سلام ميگوئيم "سلام علي في العالمين "
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1390ساعت 19:48  توسط آذیتا شاهسواری
|
http://s2.picofile.com/file/7182314622/nahve_arzyabi_dabirkhane_rahbari.zip.html
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 21:14  توسط آذیتا شاهسواری
|
12.00
تولدعاشورا از زبان قرآن
حسین 0ع 0
قران ناطق
اگر در
صحیفه سجاد یه درباره قران می خوانیم :ومیزانقسط در زیارت امام حسین نیز می
خوانیم "اشهد انک بالقسط ".
اگر قرآن
مو عظه پروردگار است "موعظه من ربکم
" اما م حسین ع هم در عاشورا فرمود :عجله نکنید تا شما را به حق موعظه کنم
:لا تعجلو ا حتی اعظکم بما یحق لکم
اگر قران
عظیم است :والقران العظیم
امام
حسین ع
نیز سوابق عظیمی دارد :عظیم
السوابق
اگر قران
حق ویقینی است "وانه لحق الیقین "در زیارت امام حسین ع هم میخوانیم ان
قدر صادقانه وخالصانه عبادت کردی که به
درجه یقین رسیدی "حتی اتاک
الیقین "
اگر قرآن
مقام شفاعت دارد امام حسین ع نیز مقام شفاعت دارد "وارزقنی شفا عه الحسین "
اگر در
دعای چهل ودوم صحیفه سجادیه درباره قران می
خوانیم که پرچم نجات است در زیارت امام حسین ع می خوانیم او نیز پرچم هدایت است .
اگر قرآن
شفا دهنده است خاک قبر امام حسین ع نیز
شفا ست .
اگر قرآن
نور است امام حسین ع نیز نور است "کنت نورا فی الا صلاب الشا مخه "
اگر قرآن
ریسمان محکم است امام حسین ع نیز کشتی
نجات وریسمان محکم است .
اری حسین
ع قرآن ناطق و سیما یی از کلام الهی است .
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 19:23  توسط آذیتا شاهسواری
|
اسامی همکاران فلسفه ومنطق 1
اقای غلا مرضا فریدونی رشته الهیات
اقای رشید کرمی رشته الهیات
اقای جواد طا لبی رشته ادبیات عرب
خانم منصوره سبحانی رشته الهیات
خانم حاجیه یعقوبی رشته ادبیات عرب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 9:6  توسط آذیتا شاهسواری
|
برنامه ی عملیاتی سال 90-91 گر وه معارف
|
اموزشی |
بر گزاریکارگاه اموزشی |
همکاران |
4 |
درطول سا ل تحصیلی |
ملا حضات |
|
|
چا ب گاهنامه دین وزند گی |
مدارس شهرستان |
دانش اموزان |
در طول سا ل |
|
|
|
برگزاری مسابقه دانش اموزی |
دانش امو زان |
مدارس شهر ستان |
درطول سا ل تحصیلی |
|
|
|
بازدید از کلاس دبیران |
همکاران |
مدارس سهرستان |
در سه ماهه او ل و دو م |
|
|
|
خلا قیت |
راه اندازی وبلاگ گر وه دین وزندگی |
همگانی |
خو انند گان |
در طو ل سا ل |
|
|
|
برگزاری مسا بقه تجر بیات خلا قا نه ی دبیران |
گر وه دین وزندگی |
4 |
|
|
|
|
ارایه ی مطا لب وفعا لیت های همکاران محترم در وبلاگ |
گر وه دین
وزند گی |
خو انندگان |
در طول سال |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نقد بررسی |
نقد وبررسی کتب درسی |
گروه |
4 |
از سوی گروه استان |
|
|
|
بررسی اشکات همکاران |
گروه |
4 |
جلسه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سنجش وارزشیابی |
بررسی اوراق امتحانی |
دبیرستان ها |
|
بعددد از امتحانات |
|
|
|
بررسی نحوه ی طرح سوالهای امتحانی |
دبیرستان ها |
|
بعد از امتخانات نو بت اول ودوم |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 9:52  توسط آذیتا شاهسواری
|
سال تحصیلی جد ید را به شما همکا ران و دانش اموزان عز یز تبر یک می گو یم سا ل تحصیلی 90-91

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 9:36  توسط آذیتا شاهسواری
|
بار خدايا باز دل به ياد تو فغان مي كند. نمي دانم در جستجوي تو ديرينه كتاب كهن تاريخ را مطالعه كنم يا چشم بر صفحه آسمان بدوزم؟ دل را به ياد موهبتهاي تو آرام كنم يا به تعريف آفريده هايت؟ خدايا، گاه كه از همه نا آدميها خسته مي شوم ياد تو تحمل زيستن را برايم آسان مي سازد. خدايا عشق زيباست اما كدامين عشق پرشور تر از عشق به توست كه يادت قلبها را به اوج لذتها مي رساند و مرگ را زيباترين پديده ها مي سازد.
خدايا، شرم مرا از آن باز مي دارد كه از تو چيزي بخواهم چرا كه هر چيزي را قبل از آنكه بخواهم به من داده اي. اما خدايا سه چيز را از كسي كه آفريدي دريغ مدار كه تا زنده ام توان خواندن نماز ايستاده را داشته باشم، كه عشقت از دلم بيرون نرود و آن زمان كه مرا خواندي در راه تو باشم.
خدايا بر بنده ات ببخشاي از آنچه در آن نام تو نباشد و پناه بر تو از شر هواي نفس كه نيرويي بس عظيم است و ره يافتگان جز به لطف تو نرهيده اند. اي محبوب من، ما را پاك بگردان، پاك بميران و پاك محشور بگردان كه تو رب العرش العظيمي ...
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 21:9  توسط آذیتا شاهسواری
|
مقدمه:
انسان وقتي چشم به جهان مي گشايد مي توان گفت كه هيچ تصوري از جهان ندارد . در جريان زندگي ، از طريق حواس تدريجاً تصاويري از جهان در ذهن او نقش مي بندد كه موجب پيدايش تصور وي از جهان مي گردد (جان لاك)؛چرا كه تصديق بدون تصور ممكن نيست اما اين عدم تصور از جهان در بدو تولد به اين معنا نيست كه انسان هر چيزي را هم كه از طريق تصورات حسي به دست مي آورد تصديق مي كند . اگر شناخت هاي به دست آمده از طريق حواس ( يا تجارب حسي ) به تصديق هاي منظم و سازمان يافته اي تبديل شوند ؛ به طوري كه براي همگان تكرار پذير و قابل درك باشند ، شناخت علمي خواهد بود . ادراكات پراكنده اي كه از واقعيت هاي محيط به دست مي آيند تا اندازه اي به شناسايي نمود هاي هستي تبديل مي شوند كه ساده ، سطحي و جزئي هستند و جنبه فردي نيرومندي دارند ؛ اگر اين ادراكات با روش معيني به دست آيند و عمق و وسعت و نظم پيدا كنند و به واقعيت نزديك شوند تبديل به علم مي شوند بنابراين علم مجموعه منظم و سازمان يافته از اطلاعات و معلومات درباره واقعيت هاي خارجيست كه با روش معين و سنجيده موسوم به روش علمي به دست مي آيند . چنين شناختي انسان را قادر به پيشبيني و تنظيم نقشه براي آينده مي كند و مداخله انسان در واقعيت هاي خارجي را ممكن مي سازد(دادبه) .
اگر همه مسائل انسان را موضوعات مربوط به واقعيت هاي محسوس خارجي تشكيل مي داد ، انسان به راحتي مي توانست از طريق علم به حل آنها بپردازد اما علاقه به دانستن و كنجكاوي هاي انسان محدود به اين واقعيت هاي محسوس خارجي نسيت . مسائل و پديده هاي ديگري وجود دارند كه انسان را به انديشيدن و مشكل گشايي وا مي دارند. پرسش هايي كه در فلسفه مطرح مي شوند ، پرسش هايي هستند كه پاسخ آنها را نمي توان از طريق آزمايش و آزمايشگاه داد . مثلا ً پرسش هايي از قبيل : « آيا آب در صد درجه حرارت مي جوشد ؟ » ، « آيا اكسيژن خاصيت اشتعال دارد ؟» ، «آيا آهن در رطوبت زنگ مي زند ؟ » و ... هرگز در فلسفه مطرح نمي شوند زيرا پاسخ آنها را نمي توان از راه انديشيدن پيدا كرد بلكه بايد به آزمايش پرداخت ولي همين كه پرسيديم : « چرا آب به وجود آمد ؟ » ، «آيا خدا آب را آفريد ؟» ، «چه كار كنيم مردم از نيروي انساني خود به نفع جامعه بشري استفاده كنند ؟ » ،« چه بايد كرد كه دانشمندان دانش خود را در راه آسايش انسان به كار اندازند ؟» ، « آيا اخلاق اجتماعي زاده دين است ؟ » ، « آيا اخلاق اجتماعي مي تواند جانشين دين و مذهب شود ؟ » و ... سوال هاي فلسفي طرح كرده ايم زيرا همگي مستلزم انديشيدن و تحقيق نظري هستند . ما مي توانيم دو نوع پرسش مطرح كنيم ؛ يكي آنكه جوابش را بايد از آزمايش و تجربه گرفت ، ديگر آنكه پيدا كردن پاسخ مستلزم انديشيدن وتأمل است . ولي در هر دو پرسش ، تنها پرسيدن هدف نيست ، بلكه مي خواهيم پاسخ مطلوب يا راه حلي پيدا كنيم.براي پاسخ گويي به سوالاتي نظير آنچه در بالا مطرح كرديم، فرد به تحليل و تبيين انتقادي تمام معلومات خود به صورت مرتبط با هم يا به صورت يك كل مي پردازد و به نتايجي مي رسد كه جهان بيني يا فلسفه زندگي را تشكيل مي دهد ؛يعني انسان در اين حالت به بينش كلي درباره خود و جهان و رابطه آنها با هم مي رسد كه تمام شناخت هاي وي را شامل مي شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 21:5  توسط آذیتا شاهسواری
|
به نام آن كه جان را فكرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت
ز فضلش هر دو عالم گشت روشن
ز فيضش خاك آدم گشت گلشن
فلسفه حوزهاي از دانش بشري است كه به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسيار كلي و جايگاه انسان در آن ميپردازد؛ مثلاً اين كه آيا جهان و تركيب و فرآيندهاي آن به طور كامل مادي است؟ آيا به وجود آمدن يا به وجود آوردن جهان داراي هدف است؟ آيا ما ميتوانيم پاسخ قطعي بعضي چيزها را بيابيم؟ آيا ما آزاد هستيم؟ آيا ارزشهاي مطلقي وجود دارند؟ تفاوت اصلي فلسفه يا علم در اين است كه پاسخهاي فلسفي را نميتوان با تجربه يا آزمايش تاييد كرد.
از جهتي ميتوان براي فلسفه دو معني در نظر گرفت، در معني نخست مراد از فلسفه عبارت است از تامل و تحقيق عقلاني و پيشين در باب موضوعات خاص ميباشد. موضوعاتي از قبيل خدا، شناخت، هستي، اخلاق، انسان، ذهن، جامعه و ... در اين معني از فلسفه، فلسفه به عنوان دانشي با موضوع خاص ميباشد كه فراتر از آن نميرود. براي مثال فلسفه در نزد ابن سينا و يا ملاصدرا يعني علم به وجود و اوصاف آن، يا نزد كانت فلسفه يعني تامل عقلاني در باب شناخت و معرفت انسان و يا فلسفه نزد ويتگنشتاين يعني تحقيق و تامل در باب زبان و ... در چنين تلقياي از فلسفه، فلسفه در معنايي محدود به كار ميرود و در محدوده خاصي محدود جهان، شناخت، زبان، انسان و در اين معنا، فلسفه معناي عامي مييابد و حوزه وسيعي را شامل ميگردد به گونهاي كه شامل تمام حوزههاي محدودي كه هر فيلسوف براي خود در نظر گرفته است، ميگردد. حال آنچه از فلسفه در عنوان "تاريخ فلسفه" مراد است، همانا معني دوم از معاني سابق ميباشد چرا كه آنچه با عنوان تاريخ فلسفه مورد بررسي واقع شده و ميشود طيف گستردهاي از مباحث فلسفي اعم از هستي، خدا، جهان، انسان، اخلاق، معرفت و ... را شامل ميگردد.
تحقيق در معني فلسفه مستلزم تحقيق در معني تاريخ فلسفه است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 20:14  توسط آذیتا شاهسواری
|
شبی به مسجد كوفه رفته بودم،دیدم آقایم حضرت ولی عصر (ع) مشغول عبادت است ایستادم و سلام كردم. جوابم را مرحمت فرمودند و دستور دادند پیش بروم. من كمی جلو رفتم ولی ادب كردم و جلو تر نرفتم. فرمودند: جلوتر بیا،...
حضرت امام خمینی (ره):
«همان طوری كه رسول اكرم(ص) به حسب واقع حاكم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی همان طور حاكم بر جمیع موجودات است، آن خاتم رسل است و این خاتم ولایت...»1.
«ببینید كه تحت مراقبت هستید، نامه اعمال ما می رود پیش امام زمان ـ سلام الله علیه ـ هفتهای دو دفعه (به حسب روایت ) نكند كه خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان ـ سلام الله علیه ـ یك وقت چیزی صادر بشود كه موجب افسردگی امام زمان ـ سلام اللهعلیه ـ باشد.»[2]
«رهبر همه شما و همه ما وجود مبارك بقیه الله است و باید ماها و شماها طوری رفتار كنیم كه رضایت آن بزرگوار را كه رضایت خداست بدست آوریم.»[3]
«خداوند... ما را موفّق كند كه به لقای جمال مبارك امام زمان ـ سلام الله علیه ـ موفق بشویم.»[ 4]
«بحمدالله این كشور الآن در تحت عنایت حق تعالی و در تحت حمایت ولی عصرسلام الله علیه به مقامی رسیده كه می تواند راه خودش را طی كند.»[ 5]
حضرت آیت الله العظمی بهجت(حفظه الله): «كجا رفتند كسانی كه با صاحب الزمان ارتباط داشتند؟ ما خود را بیچاره كردهایم كه قطع ارتباط نمودهایم و گویا هیچ نداریم. آیا آن ها از ما فقیرتر بودند؟ اگر بفرمائید به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب شما این است كه چرا به انجام واجبات و ترك محرّمات ملتزم نیستید، و او به همین از ما راضی است زیرا «أورع النّاس مَن تورَّعَ عن المحرّمات»پرهیزگارترین مردم كسی است كه از كارهای حرام بپرهیزد. ترك واجبات و ارتكاب محرّمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.»[ 6]
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 20:7  توسط آذیتا شاهسواری
|
قرآن کریم وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَْرْضِ؛(سوره اعراف، آیه ۹۶٫)
اگر اهل شهرها و آبادى ها ایمان آورده و تقوا پیشه مىکردند قطعا برکات آسمان و زمین را برایشان مى گشودیم.
« ۱ » پیامبر ص : قالَ اللّه عَزَّوَجَلَّ… اِذا قالَ الْعَبْدُ: «بِسمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» قالَ اللّهُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبْدى بِاسمى،وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَنْ اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِکَ لَهُ فى اَحْوالِهِ؛(عیون اخبار الرضا،ج ۲، ص ۲۶۹،ح ۵۹ . )
خداوند فرمود: «… هرگاه بنده بگوید: بسم اللّه الرحمن الرحیم، خداى متعال مىگوید: بنده من با نام من آغاز کرد. بر من است که کارهایش را به انجام رسانم و او را در همه حال، برکت دهم».
« ۲ » پیامبر ص : اَحِبُّو الْمَعْروفَ وَ اَهْلَهُ فَوَالَّذى نَفْسى بِیَدِهِ اِنَّ الْبَرَکَةَ وَ الْعافیَةَ مَعَهُما؛(کنز العمّال،ح ۱۵۹۷۴٫ )
نیکى و نیکوکاران را دوست بدارید. سوگند به آن که جانم به دست اوست، برکت و تندرستى، با نیکى و نیکوکاران است.
« ۳ » پیامبر ص: اِذا دَخَلَ اَحَدُکُمْ بَیْتَهُ فَلْیُسَلِّمْ، فَاِنَّهُ یُنْزِلُهُ الْبَرَکَةَ وَ تُؤنِسُهُ الْمَلائِکَةُ؛(علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۸۳، ح ۲۳٫ )
هرگاه یکى از شما به خانه خود وارد مىشود، سلام کند، چرا که سلام برکت مىآورد و فرشتگان با سلام دهنده انس مىگیرند.
« ۴ » پیامبر ص :باکِروا طَـلَبَ الرِّزْقِ وَ الْحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَکَةٌ وَ نَجاحٌ؛(المعجم الاوسط،ج ۷،ص ۱۹۴،ح ۷۲۵۰٫ )
در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا که حرکت در آغاز روز، [مایه] برکت و پیروزى است.
« ۵ » پیامبر ص : اِنَّ لِکُلِّ امْرِىٍء رِزْقا هُوَ یَاْتیهِ لا مَحالَةَ فَمَنْ رَضىَ بِهِ بورِکَ لَهُ فیهِ وَ وَسِعَهُ وَ مَنْ لَمْ یَرْضَ بِهِ لَمْ یُبارَکَ لَهُ فیهِ وَ لَمْ یَسَعْهُ اِنَّ الرِّزْقَ لَیَطْلُبُ الرَّجُلَ کَما یَطْلُبُهُ اَجَلُهُ؛(اعلام الدین، ص ۳۴۲٫ )
هر کس روزىاى دارد که حتما به او خواهد رسید. پس هر کس به آن راضى شود، برایش پُر برکت خواهد شد و او را بس خواهد بود و هر کس به آن راضى نباشد، نه برکت خواهد یافت و نه او را بس خواهد بود. روزى در پى انسان است، آنگونه که اجلش در پى اوست.
« ۶ » پیامبر ص : اَلصَّلاةُ مِنْ شَرائِعِ الدّینِ وَ فیها مَرضاةُ الرَّبِّ عَزَّوَجَلَّ وَ هِىَ مِنْهاجُ الاَْنْبیاءِ وَ لِلْمُصَلّى حُبُّ الْمَلائِکَةِ وَ هُدىً و ایمانٌ وَ نورُ الْمَعْرفَةِ وَ بَرَکَةٌ فِى الرِّزْقِ؛(خصال، ص ۵۲۲، ح ۱۱٫ )
نماز، از آیینهاى دین است و رضاى پروردگار، در آن است. و آن راه پیامبران است. براى نمازگزار، محبت فرشتگان، هدایت، ایمان، نور معرفت و برکت در روزى است.
« ۷ » پیامبر ص : کُلوا جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا فَاِنَّ الْبَرَکَةَ مَعَ الْجَماعَةِ؛(بحارالأنوار، ج ۶۶، ص ۳۴۹٫ )
با هم غذا بخورید و پراکنده نباشید، که برکت با جماعت است.
« ۸ » پیامبر ص : اِذا وُضِعَتِ الْمائِدَةُ حَفَّتها اَرْبَعَةُ آلاْفِ مَلَکٍ، فَاِذا قالَ الْعَبْدُ: بِسمِ اللّهِ قالَتِ الْمَلائِکَةُ: بارَکَ اللّهُ عَلَیْکُم فى طَعامِکُم ثُمَّ یَقولونَ لِلشَّیْطانِ اُخْرُجْ یا فاسِقُ،لا سُلطانَ لَکَ عَلَیْهِمْ؛(کافى،ج ۶،ص ۲۹۲، ح ۱)
هرگاه سفره پهن مىشود، چهار هزار فرشته در اطراف آن گرد مىآیند. چون بنده بگوید: «بسم اللّه» فرشتگان مىگویند: «خداوند، به غذایتان برکت دهد!» سپس به شیطان مىگویند: «اى فاسق! بیرون شو. تو بر آنان، راه تسلّط ندارى».
« ۹ » پیامبر ص : اَعْظَمُ النِّساءِ بَرَکَةً اَیْسَرُهُنَّ صَداقا ؛(السنن الکبرى، ج ۷، ص ۲۳۵٫ )
با برکت ترین زنان، کم مهریّه ترین آنان است.
« ۱۰ » پیامبر ص: رَحِمَ اللّهُ اَبَا الْبَناتِ، اَلْبَناتُ مُبارَکاتٌ مُحَبِّباتٌ وَ الْبَنونَ مُبَشِّراتٌ وَ هُنَّ الْباقیاتُ الصّالِحاتُ؛(مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۱۵، ح ۱۷۷۰۰٫)
رحمت خدا بر پدرى که داراى دخترانى است! دختران، با برکت و دوست داشتنىاند و پسران، مژده آورند. دختران باقیات الصالحات (بازماندگان شایسته)اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 19:52  توسط آذیتا شاهسواری
|
علامه طباطبایی و ماه رمضان
یکی از فضلا میگفت: به مرحوم آیت الله شهید مطهری عرض کردم که شما فوقالعاده از علامه طباطبایی تجلیل میکنید. تعبیر «روحی فداه» را درباره ایشان به کار میبرید، این همه تجلیل به خاطر چیست؟ ایشان فرمود: من فیلسوف و عارف، بسیار دیدهام و احترام مخصوص من به ایشان، نه به خاطر این است که او یک فیلسوف است، بلکه به این جهت است که او عاشق و دلباخته اهل بیت علیهمالسلام است. علامه طباطبایی قدسسره در ماه رمضان، روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام افطار میکرد. ابتدا پیاده به حرم مطهر مشرّف میشد و ضریح مقدس را میبوسید. سپس به خانه میرفت و غذا میخورد. این ویژگی اوست که مرا به شدت شیفته ایشان کرده است.همچنین آمده است علامه طباطبایی در مراتب عرفان و سیر و سلوک معنوی، مراحلی را پیموده بود. اهل ذکر و دعا و مناجات بود. در طول راه که او را میدیدند، همواره ذکر خداوند سبحان را به لب داشت.در جلسههای بحث و درس که شرکت میکرد، وقتی جلسه به سکوت میکشید، لبهای استاد به ذکر خدا حرکت میکرد. به نافلهها مقید بود. حتی گاهی دیده میشد که در طول راه مشغول خواندن نمازهای نافله است. شبهای ماه رمضان تا صبح بیدار بود و مقداری مطالعه میکرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و ذکر میگذراند.
احوال سید مهدی قزوینی در ماه رمضان
در حالتهای روحی عالم بزرگوار، سیدمهدی قزوینی آمده که رسمش این بود که نماز مغرب را در مسجد میخواند و مردم نیز اجتماع میکردند و بعد از آن نافلههای آن را بهجا میآورد. سپس به خانه میآمد و افطار میکرد. باز به مسجد برمیگشت و نماز عشا را با مردم میخواند. آنگاه نافله آن را نیز میخواند و بعد با جمعیت زیادی به خانه برمیگشت. پس از مدتی که آرام میشدند، یکی از قاریان شروع به قرائت قرآن میکرد و با آهنگی بلند و دلنواز، آیههایی از کتاب خدا را میخواند؛ آیههایی که در «تحذیر» و «ترغیب» و موعظه بود. لحن صدای قاری به گونهای بود که سنگ گران را ذوب و قلبهای سخت را نرم میکرد. آنگاه دیگری میآمد و از مصایب حضرت ابی عبداللهالحسین علیهالسلام میگفت. بعد از آن، یکی از بزرگان صالح دعاهای ماه مبارک رمضان را میخواند و دیگران نیز به پیروی از او میخواندند تا موقع صرف سحری میشد که پراکنده میشدند و هرکدام به خانه و جایگاه خود میرفتند.
ادراک شب قدر
آوردهاند که محمدابراهیم کلباسی که از معاصران میرزای قمی و سید شفتی و از شاگردان بحرالعلوم است، شب قدر را با عبادت کامل درک کرد؛ زیرا به مدت یک سال شب تا صبح عبادت کرد و شب قدر نیز از شبهای سال بیرون نیست.
روزه در سیره آیت الله بروجردی
سالی که آیتالله بروجردی از دنیا رفت، پیش از ماه رمضان، پزشک ایشان سفارش کرد که ماه رمضان امسال روزه نگیرد. ایشان فرمود: «من از آن وقتی که خودم را شناختهام، حتی یک روز هم روزهام را نخوردهام و نمیخورم؛ چون نه مریض شدهام و نه مسافرت رفتهام».
زمانی که حضرت آیتالله بروجردی در بروجرد بود، نذر کرد که اگر خشم خود را کنترل نکند و به مردم تندی کند، یک سال پشت سر هم روزه بگیرد.روزی هنگام مباحثه علمی با یکی از شاگردان خود بر اثر اینکه شاگردش سخنانی ناشایست میگفت، تاب نیاورد و به او تندی کرد و نذرش شکسته شد. بعد یک سال پشت سر هم روزه گرفت تا نذرش را ادا کند. روایتکننده این حکایت میگوید: در اینجا به یاد سخن امام سجاد علیهالسلام افتادم که در مقام دعا به خدا عرض میکند:
وَ لا تَرْفَعْنی فی النّاسِ دَرَجَةً اِلاّ وَقَدْ حَطَّطْنی عِند نَفْسی مِثلَها.
خدایا مقام مرا در میان مردم بالا مبر، مگر اینکه به همان اندازه مقامم را نزد خودم پایین بیاوری.
لذت معنوی کم خوری
مرحوم فاضل تونی از عالمان بزرگ شیعه، میگوید:سالی در مشهد مقدس مشغول تحصیل بودم. در ماه مبارک رمضان آن سال فقط سه سحر با نان و ماست به سر بردم و بقیه را بر اثر تنگدستی با نان و پیاز گذراندم، ولی صفای باطن و لذت معنوی و روحی را در همان سال یافتم
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 19:7  توسط آذیتا شاهسواری
|